نيكانيكا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

پرستوي روياهاي ما

تولد چهارسالگی

  عشق مامانی گذاشتن عکسای نازت تو وبلاگت خیلی به تاخیر افتاد ولی دلم نمیومد که بی خیال وبلاگت بشم از امروز انشاءالله با وجود بخشهای متنوعی که تو وبلاگ گذاشته شده بتونم تمام لحظه های زندگیتو ثبت کنم   ...
28 بهمن 1396

سالگرد مادر جون

مادر ای پرواز نرم قاصدک.                  مادر ای معنای عشق شاپرک .                                                ای تمام ناله هایت بی صدا.                                                                                   مادر ای زیباترین شعر خدا ...
5 مهر 1394

نیکا تو مسابقه هفتگی نی نی عکس

عشق مامان نی نی عکسم یه سایت دیگه از سایتهای کودکانس مطالب خیلی خوبی داره که من ازشون خیلی استفاده کردم . یه مسابقه هفتگی هم داره که چند تا از عکسای نازتو براشون فرستادم امروز که اومدم سایتو باز کردم دیدم عکس شما هم گذاشتن جزو عکسای نی نی هاشون و 3 تا هم دیدگاه برات گذاشتند منم گوشیو برداشتم به هر کس که می شناختم خبر دادم و گفتم که بهت رای بدن عمه فاطیما که طوفان کرد. شیر زن عمو اکرم جون سر رفت و فکر کنم عمه ریما هم قید صبحونشو زد خلاصه به خاله ها هم از طریق خاله فرشته خبر رسانی شد تو لاین هم به دوستای دیگه خبر دادم  تو شرکتم بالا سر همکارام رفتم و بهشون گفتم برن تو سایت و عکساتو ببینن و بهت رای بدن امیدوارم که برنده شی.  اینم ع...
10 شهريور 1394

عکسهای منتخب

یکی از قوانین سایت این بود که از زیباسازها استفاده نکینم ولی من تو هر وبلاگی که رفتم دیدم کلی چیزای خوشگل گذاشتن که کم کم منم یاد می گیرم ولی فعلا اینارو داشته باشید.   ...
4 شهريور 1394

تو رو خدا ماشاء الله یادتون نره

عزیز دردونه مامانی میدونی که همه چیزت تکه تک، نمی دونم از چه تاریخی شروع به حرف زدن کردی شاید اینجا نوشته باشم شایدم نه ، ولی مطمئن باش توی فیلمات هست خیلی جای افسوس داره که اینجا نمی تونم صداهاتو بزارم یا فیلماتو شایدم بشه من هنوز بلد نیستم خیلی چیزارو هنوز بلد نیستم باید یه کلاس برم پیش زن دایی آتنا اون خیلی خوب بلده . اما مهم اینکه یه جایی اینا ثبت بشه که همیشه و هرجایی در دسترس باشه و منهم به توان و وقت خودم سعی کردم برات این وبلاگو بسازم تا تمام حرفایی که ممکنه زمان از خاطر ببره اینجا ثبت بشه که بعدها با هم بخونیم و لذت ببریم. چند روز پیش داشتیم می رفتیم خونه کمی باد میومد بهت گفتم نیکا باد می یاد شما هم گفتی (البته مثل رباط صحبت می ...
4 شهريور 1394